جدیدترین خبرهای دزفول dezful news اخبار دزفول عکس های دزفول دزفول شناسی |
گوزن زرد ایرانی از جمله پستانداران نادري است كه زيستگاه اصلي آن طبيعت اطراف شهر دزفول است كه به تازگي احيا شده و از خطر انقراض نجات يافته است .رود دز از مهمترین رودخانههای خوزستان و دارای انشعابات فراوان است که شاخهی اصلی آن از كنار چغازنبیل میگذرد. در اطراف این رود، جنگلی نیمهگرمسیری وجود دارد که جنگل دز نامیده میشود. در حدود 45 كیلومتری چغازنبیل، رود دیگری جریان دارد كه رود كرخه نام دارد. رود كرخه را نیز مانند رود دز، توسط جنگلی احاطه شده كه جنگل كرخه نام دارد.
هر دو جنگل دز و كرخه با دارا بودن تنوع جانوری و گیاهی نسبتاً بالا از مهمترین مناطق جنگلی ایران به شمار میروند. رود دز از این لحاظ اهمیت بیشتری دارد. جنگل دز دارای تنوع جانوری بسیار بالایی بوده و گونههای جانوری منحصر به فردی از ایران و حتی جهان، مانند دو گونة پستاندار گوزن زرد ایرانی Dama dama Mesopotamica و پلنگ ایرانی Panthera Pardus و پرندههای نادری چون اردك سر مرمریMarmaronetta angustirostris و اكراس آفریقایی Threskiornis aethiopicus،پرندهای است كه مسیر مهاجرت آن منحصراً از آفریقا به این جنگلها و بالعكس است، را میتوان در این جنگل یافت.
درحدود 34 گونه پستاندار، 206 گونه پرنده، 4 گونه از دوزیستان، 2 گونه لاك پشت، 10 گونه از راسته سوسمارها، 7 گونه مار، و 10 گونه از ماهیان در منطقه یافت میشود.
از تعداد دقیق گوزنها در این مناطق آمار دقیقی در دست نیست ولی بر طبق مشاهدات آثار مختلف، این تعداد بین 20 تا 30 رأس تخمین زده میشود.

روستاى ليوس در 73 كيلومترىشمال شهرستان دزفول در بخش سردشت واقع شده است. على رغم گذشت ساليان زياد از عمر اين روستاى تاريخى در بافت كهن خانه ها هنوز هم شاهد نحوه معيشت ،فرهنگ و سنن ،گويش ، آداب و رسوم و برپايى مراسم مختلف به شيوه كاملاً سنتى مي باشيم.اين روستا علاوه بر بافت زيباى تاريخى خانه ها ، داراى جاذبه هاى گردشگرى طبيعى و بكر شامل كوهستانها ،مراتع بسيار زيبا ، باغهاى ميوه ، رود خانه، آبشار و... ميباشد. كه در فصول بهار و پاييز و زمستان به علت آب و هواى مناسب ميتواند پذيراى گردشگران زيادى از سراسر جهان باشد.



آرامگاه يعقوب ليث صفاري قرون متوالي است که در روستاي شاهآباد دزفول قرار دارد. گنبد بلند مضرس (دندانه دار) سفيد رنگ و جلال عمارت بقعه از دور كاملا جلوهگر است. در اطراف بقعه، قبرستان وسيعي است كه در آن وجود سنگ قبرهای قديمي، نشانگرتاریخ کهن این بنا ميباشد همچنین وجود زمينهاي زراعي، برنج كاري و درختان كناردر کنار بنا، زیبایی آن را دوچندان کرده است.
بنا به اظهار مردم محلی حدود 20 الي 25 سال قبل كتيبهاي بر روي ديوار گنبد به خط عربي قديم وجود داشته و در آن اسم يقعوب ليث سردار بزرگ و نخستين شهريار ايراني (پس از اسلام) به روشني نوشته شده بود.
در بدو ورود به آرامگاه آنچه دل هر بيننده را آزرده ميكند تابلوي مخدوش شده سازمان ميراث فرهنگي است كه به عمد نام يعقوب ليث اين سردار نامي تاريخ ايران را با اسپري سياه كردهاند و اين عمل نكوهيده دوباره با چسباندن تكه كاغذي(کتیبه) بر بالاي طاق ورودي مقبره به وسيله سيمان كه به ديوار نيز صدمه وارد كرده، تكرار شده است، همچنين نويسنده این کتیبه ضمن توصيفي از شجره نامه قاسم بن عباس بن امام كاظم (ع) سعي در مخدوش كردن حضور مدفن يعقوب ليث دارد و بر همين اساس است كه بعضيها اين بقعه را شابوالقاسم يا پير شابوالقاسم مينامند.
اين در حالي است كه محققان و شرقشناسان جهان، همگي بر اين عقيدهاند كه آرامگاه از آن يعقوب ليث صفاري است.

ساختمانها و بناهاي تاريخي ، برجها وباروها ، قصرها ، خانه ها ، معبدها ومسجدها ، معابر وبازارها ، نگاره هاي سنگي ، چوبها وخشتهاي گلي منقش به طرح هاي پر رمز وراز و....همه وهمه زبان حال مردماني است كه پيش از من وشما در اين سرا زيسته اند؛ آن چيزهايي كه امروز ، به اعتبار آنها به دنبال احيا وتثبيت هويت ملي وروح خود باوري در ميان مردم وبويژه جوانان اين مرز وبوم هستيم . ميراثي كه خيلي بيش از اين حرف براي گفتن دارد وميتواند براي ما مسبب خير وبركت باشد .
همه اينها را گفتم ، اما يك چيزي در ذهنم ساز مخالف ميزند ومرا نگران ميكند: اصلا اهميت اين همه خشت وگل وسنگ وآهن ورنگ در چيست ؟ چه چيزي در اينهاست كه ميتواند تا اين اندازه مايه فخر ومباهات باشد ؟ اصلا انسانهاي پانصد يا هزار سال پيش خيلي كار شاقي نكرده اند كه مثلا فلان بنا را ساختهاند ! درست مثل امروز كه از شنيدن هيچ خبري تعجب نمي كنيم ! نبايد ديدن وفهميدن ماهيت اين آثار هم چندان ما را به شگفتي وا دارد . شايد اين سوالها وابهامات وترديدها برا ي خيلي از شما خوانندگان عزيز نيز پيش آمده باشد اما من فكر مي كنم پاسخ اين سوال ها را يافته ام:
سرعت وحجم پيشرفت علم وتكنو لوژي در دو قرن اخير آنچنان بوده وهست كه شايد بتوان گفت به اندازه ي تمام دستاورد هاي بشر در قرون پيش است( كه ابتدا بايد گفت: اين قضيه در مورد ايران بر عكس است !) ؛چنان كه وقتي مي گويند فلان بنا يا صنعت ويا هنر مربوط به مثلاً:پانصد يا هزار سال پيش است،خيلي متعجب نمي شويم.چرا كه درك عظمت اين مسائل براي ما كه هم اكنون در قرني زندگي مي كنيم كه بشر از لحاظ ابزاري بسيار مجهز شده دشواراست و كمتر مي توانيم به اعجاز،نبوغ،فراست ودرك وعشق وهنروالاي خالقين آن آثار پي ببريم.تا بدانجا كه شايد اين يادگارها را پيش پا افتاده قلمداد كنيم.اما با نگاهي ژرف تر و قدري تأمل وتعمق وبا اندكي مطالعه در تاريخ بويژه از لحاظ علمي وهنري و سر در آوردن از تكنيك ها و علوم فني ،مهندسي و معماري و همچنين محدوديت ارتباطات و تبادل فكري و علمي در آن روز گاران ،محققاً به شگرفي ودشواري كار پي خواهيم برد.
|
|
|